تبليغاتX
راز گل سرخ
راز گل سرخ
خدایا ... از آنانی نباشم که حقیقت را به رعایت مصلحت ، ذبح شرعی می کنند
صفحه نخست
ایمیل مدیر
راز گل سرخ

 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم..

التماس دعا

 

نوشته شده توسط یوهاش در شنبه دوازدهم مرداد 1387
لينك مطلب

وقتی در انتظاری............

در انتظار آمدن کسی که دوستش داری

مسافری...............

وقتی در انتظاری

درانتظار آمدن کسی که دوستش داری

زائری............

من امشب مسافرترم

زائر ترم

غوغای عطر نرگس هوش از سرم برده است...

کاش امشب که آغوش خدایم گشوده تر است

نیم نگاه عاشقانه خورسید هم نصیب ما شود...

میدانی؟

این روزها روی همه قطره های باران

خدایم مینویسد: مبادا صبرت تمام شود...

مولا، مپسند که اشک ،از تو سرودن وچشم به راه ماندن برایمان عادت

شود.

سرود خواندن وشور ماندن را تکلیف کن ومعنای آن را در ژرفای جان بنشان

مولا جان!

از دیدار چهره نکویت بی نصیبم ، از درک دولت کریمه ات محروم ونوازش

دستان گرم حیدری ات را امیدوارم.

بیا ، سینه های زخمی ودل های پردرد منتظران را مرهم باش که جمله درمان دردهایی

ومنتظران را منتظر.

بیا که شکوه بهاری وواژه نام مبارک تو غنچه ای از زیبایی ومحبت را

 می پراکند وهدیه میدهد.  

نوشته شده توسط یوهاش در شنبه دوازدهم مرداد 1387
لينك مطلب

ای آخرین توسل سبز دعای ما

آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟

شنبه دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین

بی تو چه زود می گذرد هفته های ما

در این فراق تا که ببینی چه می کشیم

بگذار چشمهای خودت را به جای ما

موعود خانواده کی از راه می رسی

کی مستجاب می شود "آقا بیای ما" ؟

کی می شود بیایی واز پشت ابرها

خورشید های تازه بیاری برای ما

آقا اگر نیایی وبالی نیاوری

از دست میرود سفر کربلای ما

التماس دعا

نوشته شده توسط یوهاش در شنبه دوازدهم مرداد 1387
لينك مطلب

حسين ؛ بيشتر از آب , تشنه لبيك بود . اما افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي‌آبي معرفي كردند
 
شخصيت و عظمت امام حسين(ع) همچون خورشيدي عالم تاب است كه همه جا را فرا گرفته و تمامي انسان‌هاي بيدار در طول تاريخ همواره از صفات والاي آن حضرت ياد مي‌كنند. هركس با زباني از اين امام بزرگ و هميشه پيروز تاريخ در هر عصر و زماني به نيكي ياد مي‌كند. قيام امام حسين(ع) منبع الهام بخشي براي به ثمر رساندن حق و عدالت در جهان است. عظمت روح، همت مردانه، نظر بلند، فداكاري بي‌دريغ و جانبازي بزرگ سالار شهيدان را هرگز نمي‌توان بيان كرد و يا به قلم آورد.
با آنكه در هر عصر و زماني باطل پرستان تلاش كردند تا نام حسين (ع) را از سر زبانها بردارند، اما هرگز موفق به انجام اين كار نشدند. تاريخ، هرگز حسين(ع) را فراموش نمي‌كند. پيامبر گرامي اسلام در اين رابطه مي‌فرمايند. حرارت محبت حسين‌(ع) در دل‌هاي مردان با ايمان آنچنان نفوذ كرده است كه هرگز به سردي تبديل نمي‌شود.
هنگامي كه مي‌نگريم در «خطبه عاشورا» سخن از عدل مي‌رود و از اينكه عدالت از ميان رفته است.. مي‌فهميم كه ما نيز بايد با دفاع از «عدالت» فلسفة عاشورا را زنده نگاه بداريم، و با قيام براي عدالت از عاشورا دم بزنيم و خود را وارث عاشورا بدانيم. «بخش‌هايي از كتاب قائم جاودانه»‌
دكتر شريعتي:حضرت امام حسين عليه السّلام بزرگ ترين شهيد دين در تاريخ است.

 

نوشته شده توسط یوهاش در سه شنبه هشتم مرداد 1387
لينك مطلب

 

دعای روز سوّم شعبان

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فى هذَا الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ

خدايا از تو خواهم به حق مولود در اين روز آن مولودى كه به او وعده شهادت داده شده بود

 

قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ بَكَتْهُ السَّماَّءُ وَ مَنْ فيها وَ الاْرْضُ وَ مَنْ

پيش از اينكه بانگش در اين دنيا بلند شود و به دنيا آيد آسمانها و هر كه در آنها است و زمين و هركه

 

عَلَيْها وَ لَمّا يَُطَاْ لابَتَيْها قَتيلِ الْعَبْرَةِ وَ سَيِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ

بَر آن است برايش گريستند پيش از آنكه قدم در اين جهان گذارد كشته اشك و آه و آقاى طائفه بشر آن كس كه در

 

يَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفاَّءَ فى

روز رجعت به يارى مدد شده و آنكه پاداش كشته شدنش اين بود كه امامان از نسل اويند و درمان در

 

تُرْبَتِهِ و الْفَوْزَ مَعَهُ فى اَوْبَتِهِ و الاْوصِياَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ

تربت او است و پيروزى در زمان رجعت با او و اوصياء از عترت او است پس از حضرت قائم

 

وَ غَيْبَتِهِ حَتّى يُدْرِكُوا الاْوْتارَ وَ يَثْاَروُا الثّارَ وَ يُرْضُوا الْجَبّارَ

و پس از دوران غيبتش تا اينكه انتقام گيرند و خونها را باز گيرند و خداى جبار را خوشنود سازند

 

وَ يَكُونُوا خَيْرَ اَنْصارٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّيلِ وَ النَّهارِ

و بهترين ياران دين خدا باشند درود خدا بر ايشان در هر زمان كه رفت و آمد دارد شب و روز

 

اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَيْكَ اَتَوَسَّلُ وَ اَسْئَلُ سُؤ الَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسيَّئٍ

خدايا پس به حق ايشان به سوى تو دست نياز دراز كنم و از تو خواهم خواستن شخص گنه كار اعتراف كننده بدكردار

 

اِلى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فى يَوْمِهِ وَ اَمْسِهِ يَسْئَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ

به نفس خويش از كوتاهي‌هايى كه در امروز و ديروزش كرده و اكنون از تو پناه خواهد تا هنگام رفتن در

 

رَمْسِهِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَ احْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ

گور خدايا پس درود فرست بر محمد و عترتش و ما را در زمره او محشور گردان

 

وَ بَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ وَ مَحَلَّ الاِقامَةِ اَللّهُمَّ وَ كَما اَكْرَمْتَنا

و جاى ده ما را با او در خانه كرامت (بهشت) و جايگاه ماندن هميشگى خدايا چنانچه ما را به شناختنش

 

بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَ ارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَسابِقَتَهُ وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ

گرامى داشتى هم چنان ما را به نزديك شدن با او گرامى دار و رفاقت و سابقه داشتن با او را روزى ما گردان و بگردان ما

 

يُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَيُكْثِرُ الصَّلوةَ عَلَيْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلى جَميعِ اَوْصِياَّئِهِ

را از كسانى كه تسليم دستور اويند و هنگام بردن نامش بسيار بر او درود فرستند و بر همه اوصياء

 

وَ اَهْلِ اَصْفِياَّئِهِ الْمَمْدُودين مِنْكَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَىْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ

و خاندان برگزيده اش كه يارى شده اند از جانب تو به عدد دوازده، آن ستارگان درخشان

 

وَ الْحُجَجِ عَلى جَميعِ الْبَشَرِ اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فى هذَا الْيَوْمِ خَيْرَ

و حجتهاى تو بر تمامى افراد بشر خدايا و ببخش به ما در اين روز بهترين

 

مَوْهِبَةٍ وَاَنْجِحْ لَنا فيهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَما وَهَبْتَ الْحُسَيْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ

بخششها را و برآور براى ما در اين روز هر خواهشى را چنانچه حسين را به محمد جدش بخشيدى

 

وَ عاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ

و فُطرس به گهواره حسين عليه السلام پناه برد و ما پناهنده به قبر او هستيم پس از شهادت او بالاى تربتش

 

وَ ننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ

آمده و چشم به راه رجعت او هستيم اجابت كن اى پروردگار جهانيان

 

پس مى خوانى بعد از اين به دعاى حسين عليه السلام و اين آخر دعاى آن حضرت است در روزى كه بسيار شده بود دشمنان او يعنى روز عاشورا

 

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَكانِ عَظيمُ الْجَبَرُوتِ شَديدُ الِمحالِ غَنِىُّ َعنِ

خدايا تويى والا مكان و بزرگ جبروت و سخت نيرو و بى نياز از

 

الْخَلايِقِ عَريضُ الْكِبْرِياَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَريبُ الرَّحْمَةِ

خلائق و داراى بزرگى پهناور و تواناى بر هر چه خواهى نزديك مهر

 

صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَريبٌ إذا دُعيتَ مُحيطٌ بِما

راست وعده فراوان نعمت نيكو آزمايش نزديك هرگاه خوانده شوى محيط به هر چه

 

خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَيْكَ قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ ما

آفريده‌اى توبه پذير براى آن كس كه به سويت توبه كند توانا بر هر چه اراده كنى و بدست آرنده آنچه

 

طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ اِذا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ اَدْعُوكَ مُحْتاجاً

بجويى و سپاس پذير هرگاه سپاس شوى و ياد كنى هنگامى كه يادت كنند مى خوانمت نيازمندانه

 

وَ اَرْغَبُ اِلَيْكَ فَقيراً وَ اَفْزَعُ اِلَيْكَ خاَّئِفاً وَ اَبْكى اِلَيْكَ مَكْرُوباً

و فقيرانه به سويت توجه كنم و خائفانه به سويت پناه آرم و از غمزدگى به درگاهت گريه كنم

 

وَ اَسْتَعينُ بِكَ ضَعيفاً وَ اَتوَكَّلُ عَلَيْكَ كافِياً اُحْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا

و بوسيله تو ناتوانانه كمك جويم و توكل كنم بر تو كفايت خواهانه خدايا حكم كن ميان ما و ميان قوم ما

 

[بِالْحَقِّ] فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوا بِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُ

زيرا به حق كه ايشان ما را فريفتند و با ما نيرنگ زدند و دست از يارى ما كشيدند و با ما بى وفايى كرده ما راكشتند با اينكه ما عترت

 

نَبِيِّكَ وَ و َُلَْدُ حَبيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ الَّذِى اصطَفَيْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ

پيمبر تو و فرزند حبيب تو محمد بن عبداللّه هستيم آن (بزرگوارى ) كه او را به رسالت برگزيدى

 

عَلى وَحْيِكَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و بر وحى خويش امينش ساختى پس در كار ما گشايش و فرجى عطا فرما به رحمتت اى مهربانترين مهربانان

التماس دعا

مفاتيح الجنان، آيت الله شيخ عباس قمي

نوشته شده توسط یوهاش در سه شنبه هشتم مرداد 1387
لينك مطلب

سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا!

سلام بر تو ای سفینه عشق! مدینه را شور حضور تو پر کرده است.

شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو پیدا شده است.

ای رهبر عاشقان و دلدادگان، ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.

نوشته شده توسط یوهاش در سه شنبه هشتم مرداد 1387
لينك مطلب

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اللهم صل علی محمد و آل محمد و اظهر کلمتک التّامّة و مغیّبک فی ارضک
الخائف المترقّب ، اللهم نصره نصراً عزیزاً و فتح له فتحاً یسیراً
با عرض سلام
**ای دوست بیا رحم به تنهایی ما کن **

بر جلوۀ روی ماه مهدی(عج) صلوات *** بر جذبۀ هرنگاه مهدی(عج) صلوات
ما را نبود چون هدیه ای در خور او *** بفرست به پیشگاه مهدی(عج) صلوات

کجایند کسانی که لشکرها فراهم آوردند و کاخها ساختند و بر تختها نشستند ؟ کجایند کسانی که خانه ها بنا نهادند و قصرها بر افراشتند و هزاران مرد جنگی فراهم کردند ؟ روزهای دنیا آنها را دست به دست کرد و سالهایش آنان را فرو بلعید . پس به مردگانی تبدیل شدند و درگورها خاک گردیدند . آنچه را بر جای نهادند از یاد بردند و از آنچه پیش فرستادند آگاه شدند. آن گاه به سوی خداوند، مولای حقیقی خود بازگردانده شدند. بدانید که حکم از آن خداست و او سریع ترین حسابرسان است.
(امام علی علیه السلام –أمالی الطوسی 2/ 296 )
طبق سنن گذشته با تقویم(هجری شیعه) به روزم و این بار با تقویم ماه رجب
( البته با یک مقدار تأخیر که از این بابت عذر خواهم) .
وقایع تاریخی بسیاری با سند ومدرک وجود دارد، که به خاطر ربط نداشتن به معصومین علیهم السلام ذکر نشده است در اکثر ولادت ها و شهادت ها قول های نادر و خلاف مشهور وجود دارد، که من با انتخاب قول اقوی بقیۀ اقوال را ذکر نکردم .در آغاز خلاصه ای از وقایع این ماه و دورنمایی از آن ذکر شده است ،و مطابق جدول به روزرسانی خواهد شد .
امید است این تقویم،به پیوند زندگی هایمان با اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تحکیم بیشتری ببخشد، و با تذکر روزهای غم آنان اندوهناک و با یاد روزهای خوش آنان شاد باشیم .
امام صادق علیه السلام می فرمایند :
«شیعتنا جزء منا خلقوا من فضل ظینتنا ، یسوؤهم ما یسوؤنا و یسرهم ما یسرنا »
شیعیان ما جزئی از ما هستند که از اضافۀ طینت ما خلق شده اند . آنچه ما را ناراحت کند ،آنان را ناراحت
می کند و آنچه ما را مسرور کند آنان را مسرور می نماید .

( بحار الانوار ج68 /ص 24)

* التماس دعا *

نوشته شده توسط یوهاش در دوشنبه سی و یکم تیر 1387
لينك مطلب

ای کاش فدک این همه اســرار نداشت

 

 

 

 

ای کــــاش مدینه در و دیوار نداشت

فـــریاد دل محـــسن زهـــرا این بــــــــود ای کاش در سوخته مسمار نداشت
کـــاش قلبــــم به قــبرش راه داشــــــت کــاش زهـــرا هــم زیارتگاه داشــت

شهادت حضرت فاطمه ی زهرا (س)  بر تمام شیعیان اسلام تسلیت باد.

زيارت حضرت زهرا

 يا ممتحنة امتحنك اللَّه الذى خلقك قبل ان يخلقك، فوجدك لما امتحنك صابرة، و زعمنا انَّا لك اولياء و مصدِّقون، و صابرون لكلِّ ما اتانا به ابوك صلى اللَّه عليه و اله، و اتى به وصيُّه، فانَّا نسئلك ان كنَّا صدَّقناك، الا الحقتنا بتصديقنا لهما، لنبشر انفسنا بانَّا قد طهرنا بولايتك. و مستحب است نيز آنكه بگويد: السَّلام عليك يا بنت رسول‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت نبى‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت حبيب‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت خليل‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت صفى‏اللَّه، السَّلام عليك يا يا بنت امين‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت خير خلق‏اللَّه، السَّلام عليك يا بنت افضل انبياء اللَّه و رسله و ملائكته، السَّلام عليك يا بنت خير البرية، السَّلام عليك يا سيدة نساء العالمين من الاولين والاخرين، السَّلام عليك يا زوجة ولى اللَّه و خير الخلق بعد رسول‏اللَّه، السَّلام عليك يا امَّ الحسن والحسين سيدى شباب اهل‏الجنة، السَّلام عليك ايَّتها الصديقة الشَّهيدة السَّلام عليك ايتها الرَّضية المرضيَّة، السَّلام عليك ايتها الفاضلة الزكية، السَّلام عليك ايتها الحوراء الانسيَّة، السَّلام عليك ايتها التَّقِيَّةُ النَّقِيَّة، السَّلام عليك ايَّتها المحدَّثة العليمة السَّلام عليك ايتها المظلومة المغصوبة، السَّلام عليك ايَّتها المضطهدة المقهورة، السَّلام عليك يا فاطمة بنت رسول‏اللَّه و رحمة اللَّه و بركاته، صلى اللَّه عليك و على روحك و بدنك اشهد انك مضيت على بينة من ربك، و ان من سرك فقد سر رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله، و من جفاك فقد جفا رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله، و من اذاك فقد اذى رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله، و من وصلك فقد وصل رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله، و من قطعت فقد قطع رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و اله، لانك بضعة منه و روحه الذى بين جنبيه، كما قال صلى اللَّه عليه و اله، اشهد اللَّه و رسله و ملائكته انى راض عمن رضيت عنه، ساخط على من سخطت عليه، متبرء ممن تبرئت منه، موال لمن واليت، معاد لمن عاديت، مبغض لمن ابغضت، محب لمن احببت، و كفى باللَّه شهيدا و حسيبا و جازيا و مثيبا.

نوشته شده توسط یوهاش در جمعه هفدهم خرداد 1387
لينك مطلب

سلام من به محرم   محرم گل زهرا

به لطمه های ملائك  به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم  به تشنگی عجيبش

به بوی سيب زمين و غم حسين غريبش

سلام من به محرم  به غصه و غم مهدی

به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم  به كربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم  به حال خسته زينب

به بينهايت داغ دل شكسته زينب

سلام من به محرم  به دست و مشك ابوالفضل

به نااميدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل

سلام من به محرم  به قد و قامت اكبر

به خشك اذان گوی زير نيزه و خنجر

سلام من به محرم  به دست و بازوی قاسم

به شوق شهد شهادت  حنای گيسوی قاسم

سلام من به محرم  به گهواره اصغر

به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم  به احترام سكينه

به آن مليكه كه رويش نديده چشم مدينه

سلام من به محرم  به عاشقی زهيرش

به بازگشتن حر  خروج ختم به خيرش

سلام من به محرم  به مسلم و به حبيبش

به رو سپيدی عون و بوی عطر عجيبش

سلام من به محرم  به زنگ محمل زينب

به پاره پاره تن بی  سر مقابل زینب

سلام من به محرم  به انتظار رقيه

به پای آبله بسته به چشم تار رقيه

سلام من به محرم  به شور و حال عيانش

سلام من به حسين و به اشك سينه زنانش

سلام من به محرم  به حزن نغمه هايش

به پرچم و به سياهی  به خيمه های عزايش

نوشته شده توسط یوهاش در یکشنبه سی ام دی 1386
لينك مطلب

 

 

علقمه چشم به خيمه‌ها دارد.

با حسرت به آن‌سو مي‌نگرد.

منتظر است، منتظر ياري كه چند روزيست همدمش شده است.

اما از ديروز تا به حال به ديدارش نيامده است.

.....

سواري خرامان به سويش مي‌آيد.

چهره‌اش آشناست.

آري، سقّا دوباره آمده است.

آمده است تا قسمتي از وجود او را به ميهماني خيمه‌ها ببرد.

از شادماني موجي به ساحل مي‌فرستد تا به پيشواز قدومش برود و تبرك جويد.

سقّا در كنارش از اسب فرود آمده است.

به چشمان سقّا مي‌نگرد.

طاقت نگاه او را ندارد.

چه نفوذي دارد نگاه پر احساس او.

نگاهي كه تا عمق وجودش را به لرزه در مي‌آورد.

......

اينبار سقّا حال و هوايي ديگر دارد.

غمي سنگين را مي‌تواند در قدمهايش احساحس كند.

لبهاي خشكيده‌اش را به نظاره مي‌نشيند.

.....

سقّا دست در آب مي‌كند.

مشتي آب را به لبهاي خشكيده‌اش نزديك مي‌كند.

علقه تشنه لبهاي سقّا است.

آرزو دارد تا از لبهاي سقّا سيراب شود.

موج مي‌زند و دلربايي مي‌كند.

سقا نگاهي به او مي‌اندازد.

آب را بر روي آب مي‌ريزد.

.....

سقّا مشك را به علقمه مي‌سپارد.

علقمه كه در حسرت لبهاي سقّا مي‌سوزد، عشق و ارادت خود را نثار مشك مي‌كند.

شايد بدين‌سان به وصال معشوق برسد.

سقّا مشك را به دست مي‌گيرد و به سوي خيمه‌ها مي‌تازد.

.....

علقمه نگران است.

وجودش به تلاطم افتاده است.

حس غريبي دارد.

ندايي به او مي‌گويد ديگر سقّا را نمي‌بيند.

.....

و علقمه تا ابد در حسرت لبهاي سقّا مي‌سوزد.

نوشته شده توسط یوهاش در یکشنبه سی ام دی 1386
لينك مطلب

 

 

 

 

فاطمه (س)

زنی که در حجره ای کوچک و خانه ای محقر

انسانهایی تر بیت کرد که نورشان از بسیط خاک به آن سوی

افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملک اعلی میدرخشد


صلوات و سلام خداوند متعال بر این حجره محقر

که جلوه گاه نور و عظمت الهی و پرورشگاه بندگان اولاد آدم است

نوشته شده توسط یوهاش در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386
لينك مطلب

همزمان با شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

 و سانحه ی هتک حرمت مجدد به حرمین عسکریین

و در گذشت مرجع عالی قدرعالم تشیع


حضرت  آیت الله عظمی فاضل لنکرانی (ره)

را به جامه ی مسلمین و علی الخصوص جهان تشیع

تسلیت عرض مینمایم

و از خداوند متعال علو درجات برای آن مرجع عالی قدرخواستارم

نوشته شده توسط یوهاش در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386
لينك مطلب

 

گفتگوی فاطمه (س) با علی (ع):

باور کن تنها شده ای

باور کن! باور کن رفته ام. باور کن تنها مانده ای. باور کن که بی «فاطمه» شده ای. اين را باور کن. بايد باور کنی و ميدانم که حق داری اگر نميتوانی باور کنی. من هم باور نکرده ام آنروز را که تو آمدی و در کنارم نشستی و گفتی که سلامت را جواب نميدهند و چقدر برايم سخت بود...

 

در دريای چشمهای طوفانيت غرق بودم و بغض گلويم را گرفته بود و در دل بارها سلام تو را جواب دادم تا بدانی هنوز هستم که دست مجروحم را به کمک دست ديگرم بالا بياورم و اشک از چشم تو پاک کنم. هنوز هستم که سرم را به زانو بگيری و درد دل کنی و من پهلويم درد بگيرد و رويم نشود با تو حرفی بزنم...

 

عـــــلی! امشب ديگر با تو ميگويم... ميگويم که شبها از درد خوابم نميبرد و حتی يکبار فرياد نزدم که مبادا از فريادم احساس غربت کنی و تنهايی ات بيشتر شود.

ميدانی چرا اينقدر مرگ « فاطمه » ات به تأخير افتاد؟ به خاطر تو... بخاطر تويی که تنها شده ای.

تويی که امشب زانوهايت تا شده اند و کنار قبر من نشسته ای و انگار فراموشت شده است که حسين خوابش نبرده است و تو تنهای تنها، همناله چاه و نخلستان. حق داری... حق داری که انگشتهايت را در خاکهای تازه قبری فرو کنی و بر آن چنگ بزنی... حق داری... و سلمان و ابوذر و مقداد حق دارند که ناله عـــــلی را بشنوند و ماه  حق دارد که چهره اش را بپوشاند و خاک قبرم را تاريک کند و نگذارد که کسی اشک تو را ببيند. حق داری... «حق» با تو است و تو با «حقی»...

 

تو جان « فاطمه » ای... تو هستی « فاطمه » ای... پسر عمو! آرامش « فاطمه » ای... گنج «فاطمه» ای... و من امشب چگونه بی تو بودن را تحمل کنم؟

 

گريه کن!  اما نه بر خود، که بر من. بر « فاطمه » که بی عـــــلی شده است. بر من که بی تو شده ام. عـــــلی من! يادت هست که تنها بوده ام؟ در کوچه بنی هاشم را ميگويم. آنروز تلخ را. ميدانم که يادت هست. هنوز دير زمانی نگذشته است. آنروز حتی سلمان و ابوذر و ديگران را هم به کمک نخواستم تا ثابت کنم که با پهلوی شکسته و با دست مجروح و صورت سيلی خورده هم نبايد دست از امام زمان کشيد. «تنها» دفاع کردم تا بدانند که در آن کوچه، يک نفر هم به کمک من و تو نيامد. و پوشاندم صورتم را از نگاه، و پهلوی مجروحم را از چشم زينب و اشکهايم را از حسن و حسين. حتی آن شب که ام کلثوم آرام کنارم آمد و صورتم را بوسيد، چشم باز نکردم و گذاشتم که فکر کند مادر را غافلگير کرده است...

 

اما... تو فهميدی. اين را از نگاهت دانستم. از زود به خانه آمدن و تا دير وقت بيدار ماندنت. از نگاههای نگرانت و از چشمهای عذرخواهت که اين همه را از خود ميديدی... اما اينها «از تو» نبود... «بخاطر تو بود»... ايندو با هم فرق دارند...

 

عـــــلی! دلم ميخواهد تا صبح با تو حرف بزنم و درد دلم را بگويم. اما بايد بروی. حسين بهانه مرا گرفته است و زينبم کوچکتر از آنست که آرامش کند. برو... دست خدا و اشک « فاطمه » به همراهت... دل « فاطمه » به همراهت... عـــــلی من!   مهربان « فاطمه »!  خدانگهدار.

 

 

 

 

نوشته شده توسط یوهاش در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386
لينك مطلب

                 

 

  فاطمه به خدا نمی دانم بر مظلومیت تو بگریم یا تنهایی علی

 

زائـرانـــــت را تماشـا می کنی؟

ای مدینه کی زبان وا می کنی؟

 

هرچه بی تابی ست ما آورده ایم

پس چـرا امـروز و فــردا می کنی؟

 

هرچه میپرسیم زهرامان کجاست

تـو فقط ما را تماشا می کنی!!!

 

ای مدینه کی زبان وا می کنی؟

ای مدینه کی زبان وا می کنی؟

 

زان وصیت نامه تو بر علی(ع)

تا ابد زین درد می سوزم ولی

 

کار تو  تنها برای سـوز نیست

غربت تو قصه ی امروز نیست

 

از همان روزی که احمد پر گشود

از همان روزی که رویت شد کبود

 

از همان وقتی غدیر بی یار شد

ثـقل اکبر ، ثـقل اصغر خوار شد

 

غـربت تو فاطمه (س) آغاز شد

در به روی فتنه هاشان باز شد

 

مـکـر آمـد بـا نفـاق پیـوسته شد

دست های شاه دینم بسته شد

 

بغض کردی خشم کردی تا ابد

لیک دانستی که تحریفت کنند

 

پس سندهای قوی را ساختی

بـا جهادت ریشه شان انداختی

 

یک سند از محکمی همچون فدک

نه به سازش محو گردد نه کتـک

 

قبر مخفی تو  یعنی یک سنـد

حق شناسان پیش آن زانو زنند

 

قبر مخفی تو یعنی یک جهاد

بـر تمام قلب های خفته، داد

 

قـبـــر مـخـفـی تو  یـعـنـی کـه غضـب

ای که از خشمت غضب کرده ست رب

 

قبر مخفی تو ما را مشعلی ست

که همی گوید ولایت با علی (ع) ست

 

 

 

نوشته شده توسط یوهاش در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386
لينك مطلب

 

نم نم میرسه خبر سیلی !!

یواش یواش داره بوی دود وآتیش

از کوچه بنی هاشم بلند میشه

یواش یواش کم کم باید آماده بشین

 امام زمان و تو عزاداری مادرش یاری بدین!

ایام فاطمیه است. و این روزها روزهایی اند که متبرکند به نام سیدة نساء العالمین علیها السلام

 او که بهترین فرزند، بهترین همسر، بهترین مادر و بهترین مبارز و مدافع ولایت،بود.
زندگی خانم را که می خوانیم در لحظه لحظه اش جاری شعور سیاسیشان را می بینیم.

 

اشک هایش، ناله هایش، فریادهایش، خطبه هایش، محاجه هایش، قهرش، غضبش، و حتی جهاد آخرینش که همان مزار مخفی ست. همه همه همه مبارزه است .

 

گاهی فکر می کنم اگر مزار ایشان مخفی نبود شاید اثری از شیعه نمی ماند.

این سند همیشه جاوید که نه سانسور می شود نه تحریف، نه توجیه بردار است نه قابل تکذیب، پیغام اعتراض و غضب دختر رسول خدا را تا همیشه به گوش همه ی حقیقت طلبان می رساند، نتیجه ی تحلیل اوضاع و دید بلندی به وسعت تاریخ و انتخاب بهترین نوع مبارزه است.

 

حضرت زهرا علیها السلام عقل کل است و برایش تشخیص میان اهم و مهم از آفتاب روشنتر است چرا  در خانه ننشست تا کودکانش را چند سالی بیشتر مادری کند چرا چشمانش را نبست تا چشمان محسنش به روی دنیا باز شود چرا شوهرش را به سازش تشویق نکرد تا هجومی به خانه اش نشود؟

 

چرا امام زمانش را تنها نگذاشت تا خانه ی فاطمه فقدان ریحانه ی رسول را نبیند؟

  

مادر چشمانش را نبست، سکوت نکرد، دفاع کرد، مبارزه کرد و شهید شد...

 

مادر سالهای کمی کنار فرزندانش بود،  اما در همان سالهای اندک حق جویی و عزت مندی را به فرزندانش آموخت و یادشان داد بی تفاوت و سطحی نگر نباشند و چه کسی بیشتر و بهتر از فرزندان فاطمه، کشتی نجات و چراغ هدایت شد؟

 

گاهی- در تاریکی دیده دلمان، که از ظلمت نفس است بی شک- برای ما تشخیص اهم و مهم سخت می شود، گاهی حتی وقتی انتخاب بین خوب و خوبتر است آن خوب، ضد ارزش می شود و ما گاهی بد و عالی را هم اشتباه می گیریم گاهی خطر گمراهی جدی ست...

 

نوشته شده توسط یوهاش در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386
لينك مطلب

زيارت عاشورا" التماس دعا"

السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ

 سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند

رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا

رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى

بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ

فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء سلام بر تو اى فرزند فاطمه

سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ

بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى كه خدا خونخواهيش كندو فرزند چنين كسى و اى كشته اى كه انتقام

الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ

كشته گانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب

مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز اى ابا عبداللّه

لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلى

براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر

جَميعِ اَهْلِالاِْسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى

همه اهل اسلام و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر

جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

همه اهل آسمانها پس خدا لعنت كند مردمى را كه ريختند شالوده ستم و بيدادگرى

عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَاَزالَتْكُمْ عَنْ

را بر شما خاندان و خدا لعنت كند مردمى را كه كنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور كردند شما را از

مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ

آن مرتبه هائى كه خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود و خدا لعنت كند مردمى كه شما را كشتند و خدا لعنت كند

الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ

آنانكه تهيه اسباب كردند براى كشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما

وَمِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِياَّئِهِم يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ

از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم

سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ

با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با هر كس كه با شما در جنگ است تا روز قيامت و خدا لعنت كند خاندان زياد

وَآلَ مَرْوانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَلَعَنَ

و خاندان مروان را و خدا لعنت كند بنى اميه را همگى و خدا لعنت كند فرزند مرجانه (ابن زياد) را و

اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ

خدا لعنت كند عمر بن سعد را و خدا لعنت كند شمر را و خدا لعنت كند مردمى را كه اسبها را زين كردند و دهنه زدند

وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ

و به راه افتادند براى پيكار با تو پدر و مادرم بفدايت كه براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مى خواهم از

الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَاَكْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ

آن خدائى كه گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو كه روزيم گرداند خونخواهى تو را در ركاب آن امام

مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى

يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله خدايا قرار ده مرا

عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ يا اَبا

نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت اى ابا

عَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ وَاِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ

عبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤ منين و فاطمه

وَاِلَى الْحَسَنِ وَاِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ

و حسن و شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از كسى كه با تو مقاتله كرد و

نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

جنگ با تو را برپا كرد و به بيزارى جستن از كسى كه شالوده ستم و ظلم

عَلَيْكُمْ وَاَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَبَنى

بر شما را ريخت و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از كسى كه پى ريزى كرد شالوده اين كار را و پايه گذارى كرد

عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرى فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعلى اَشْياعِكُمْ بَرِئْتُ

بر آن بنيانش را و دنبال كرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما بيزارى جويم

اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَمُوالاةِ

بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم بسوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى

وَلِيِّكُمْ وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَالنّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر آئَةِ

دوستان شماو به بيزارى از دشمنانتان و برپا كنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بيزارى

مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ

از ياران و پيروانشان من در صلح و سازشم با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با كسى كه با شما

حارَبَكُمْ وَوَلِىُّ لِمَنْ والاكُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداكُمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى

در جنگ است و دوستم با كسى كه شما را دوست دارد و دشمنم با كسى كه شما را دشمن دارد و درخواست كنم از خدائى كه

اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِكُمْ وَرَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ

مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم كند بيزارى جستن از دشمنانتان را

اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ

به اينكه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام

صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ

راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنيا و آخرت و از او خواهم كه برساند مرا به مقام پسنديده شما

عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَاِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ]

در پيش خدا و روزيم كند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گوياى [به حق ]

مِنْكُمْ وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى

كه از شما (خاندان ) است و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى كه شما نزد او داريد كه عطا كند

بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَها

به من بوسيله مصيبتى كه از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را كه مى دهد به يك مصيبت زده از مصيبتى كه ديده براستى چه

وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اَللّهُمَّ

مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين خدايا

اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ

چنانم كن در اينجا كه ايستاده ام از كسانى باشم كه برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ

خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آكِلَةِ

محمد و آل محمد خدايا اين روز روزى است كه مبارك و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن

الاَْكبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ

جگرخوار (معاويه ) آن ملعون پسر ملعون (كه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت كه درود خدا بر او

وَآلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

و آلش باد در هر جا و هر مكانى كه توقف كرد در آن مكان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ

خدايا لعنت كن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را كه لعنت بر

اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ

ايشان باد از جانب تو براى هميشه و اين روز روزى است كه شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر كشتنشان

الْحُسَيْنَ صَلَواتُاللَّهِ عَلَيْهِ اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ

حضرت حسين صلوات اللّه عليه را خدايا پس چندين برابر كن بر آنها لعنت خود

[الاَْليمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَاالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هذا

و عذاب دردناك را خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى كه هستم

وَاَيّامِ حَيوتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ

و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان

نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ # پس مى گوئى صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ

پيامبرت كه بر او و بر ايشان سلام باد * * * * * * * * * * * خدايا لعنت كن نخستين

ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ اَللّهُمَّ

ستمگرى را كه بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين كسى كه او را در اين زور و ستم پيروى كرد خدايا

الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ

لعنت كن بر گروهى كه پيكار كردند با حسين عليه السلام و همراهى كردند و پيمان بستند و از هم پيروى كردند

عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً پس مى گوئى صد مرتبه : اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

براى كشتن آن حضرت خدايا لعنت كن همه آنها را * * * * * * * * * سلام بر تو اى

اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ

ابا عبداللّه و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد

[اَبَداً] ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى

هميشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار

لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى

زيارت من از شما سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر

اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ # پس مى گوئى : اَللّهُمَّ خُصَّ

فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين * * * * * * خدايا مخصوص گردان

اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ

نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز كن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ

خدايا لعنت كن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت كن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را

وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى

و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا

يَوْمِ الْقِيمَةِ پس به سجده مى روى ومى گوئى : اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ

روز قيامت * * * * * * * * * * * * * خدايا مخصوص تو است ستايش

الشّاكِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى اَللّهُمَّ

سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها، ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم خدايا

ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ

روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت ) و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت

مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْه ِالسَّلامُ

با حسين عليه السلام و ياران حسين آنانكه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام

التماس دعا

 

نوشته شده توسط یوهاش در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
لينك مطلب

 

   سلام بر حسين و اربعينش

 سلام بر اربعين و زائرانش!

و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند.

 به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

 اي جاده هاي پر فراز و نشيب، زير پاي كاروان رام شويد و اي مركب هاي چمند و چموش، راهوار گرديد كه كاروان به كربلا
بازگشته است!

بگذاريد كه غبار خستگي با اشك چشمان حسرت زده ديدار شسته شود. كاروان به زيارت آمده است و براي شكوفه هاي زخم سوغات
اشك آورده است.

سلام بر تو اي سرزمين اندوه ها!

يك اربعين از گستاخي شمشيرها و نيزه ها مي گذرد. يك اربعين از لگدكوب شدن شكوفه هاي زخم، زير سم اسبان ستم مي گذرد، و اكنون كاروان به زيارت آمده است.

با سينه اي داغدار با كاروان زائران مزار شهداي كربلا هم نوا مي شويم.

اربعين از رازهاي هستي ، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود.

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش
پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.

در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده اند و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.

در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، چهل شب چهارشنبه… از اين نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »

پيامبر حکيم (ص) فرمود:        « من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

 

به نقل از KSABZ.NET   

نوشته شده توسط یوهاش در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
لينك مطلب

داغ هجران آخرين سيمرغ هدايت

 

 

داغ هجران

مي خواهم از كسي بگويم كه با ذكر او لب بسوزد و با نگفتن از او ، دل !

مي خواهم از كسي بگويم كه با تولدش مهر آمد و با رفتنش قهر!

مي خواهم از كسي بگويم كه خواندن نخشتين پيامش بود و برخاستن نخستين خواستنش

مي خواهم از كسي بگويم كه با طلوعش تاريكي ها شكست و با غروبش دل ها!

كسي كه آموزه هاي آسماني را زنده كرد و شاخه هاي بلند ادب را دست يافتني !

سخن مي گفت با الفاظي اندك و معنائي فراوان .

مجلس او مجلس حيا و صداقت بود، كسي با او نشست و برخاست نمي كرد مگر با ياد خدا.

او از جنس نور بود و از ذوق خدا سرشار.

آمد تا خوب زيستن را و به سلامت ماندن را بر زمزم لب ها جاري كند و در لباس رفتار به تماشا در آورد  تا در ساحت قدسي ، كسي نگويد كه نمي دانستم !!!

و معبود ، زماني او را دعوت به خواندن كرد كه گوش دل تمامي  محرومان تاريخ در انتظار شنيدن كلام حق بودند.

اي رسول آفتاب ! اي آخرين سيمرغ هدايت !

 تو با خواندنت ، سرنوشت تاريخ را رقم زدي و كشتي جاودانه هدايت را بر زلال فطرت انسان ها ، بادبان كشيدي

تو با خواندنت شكوفه هاي اميد را بر شاخه ي درخت وجود نشاندي.

تو با خواندنت عشق را جان دوباره بخشيدي .

تو با خواندنت ايثار را توان ايستادن دادي .

تو با خواندنت خورشيد هدايت را از ظلمت جهالت بيرون كشيدي .

تو با خواندنت غبار كهنه از چهره هاي دودآلوده ي مستضعفان جهان تكاندي و رمق در پاهايشان ريختي و غرور در نگاهشان و خنده بر لبانشان .

تو با خواندنت مشيت بالغه ي خداوندي را پاسخي عارفانه گفتي .

و فلق  ، سرخي  آن لحظه ي چهره ي تو را هميشه به يادگار گرفت ، چرا كه تو تنها براي آن زمان و مكان نمي خواندي!

اينك از تو مي خواهيم عاجزانه و مصرانه :

كه دستان متبركت را به دعا برداري و از خدا بخواهي

لياقت به ما عنايت فرمايد تا با الهام از ظهور و حضور روحاني قائم برحق ، حجت منتظر ، مهدي موعود ، گًَردِ كفر و الحاد و فساد را از سطح زمين بزداييم و سواتر بر مركب عدالت ، عروج را زمزمه كنيم  .

 

نوشته شده توسط یوهاش در پنجشنبه سوم اسفند 1385
لينك مطلب

عاشورا، هم ريشه جامعه شناختي دارد و هم ريشه انسان‌شناختي و  روان ‌شناسانه و به تعبير من خود شناسانه. يعني غير از اين كه بايد عوامل تغيير فرهنگ جامعه اسلامي را مطالعه كرد بايد عوامل انحراف شخصي انسان‌ها را نيز زير ذره بين قرار داد. چه طور شد كه عمر سعد كه اصلا مايل نبود با امام بجنگد به جايي رسيد كه گفت چنان جنگي كنم كه كمترين آن قطع شدن دست ها و سرها باشد. طمع گندم ري؟ يا ترس از اين كه شمر فرماندهي را از خود كند و بعد البته او راهي ري شود؟ يا ...
راستي چه چيزي باعث شد فردي كه گوشواره مي‌كشيد و گريه مي‌كرد و مي‌گفت اگر من نبرم ديگري غارت خواهد كرد؟ راستي اين محبت به دنيا چقدردرجان ما ريشه دارد؟

هر انساني  و هر جامعه‌اي به تناسب خود كربلا و عاشورا دارد. عاشوراي عمر سعد ابتدا در  دل خودش پا گرفت و او حسين وجود خودش را ابتدا سر بريد و بعد سر امام حسين فرزند پيامبر  را بر نيزه كرد.  ما در عاشوراهاي درون خود و در نزاع  بين شيطان و ايمان  و جنگ بين شمر و حسين كه همه روزه در دل ما بر پاست، چه مي كنيم؟ حسين پيروز است يا شمر؟ گفتم كه اباالفضل العباس يك عاشورا نداشت چندين عاشورا در دل او بر پا بود و او در همه آن‌ها سرفراز بود. امان نامه را نپذيرفت. برادرانش را فداي امامش كرد. خانواده اش را نياورد تا مبادا دست و پاگيرش شوند. و بالاخره آن كه وقتي خنكاي فرات به لبش رسيد آن را فداي حرارت لبهاي حسين كرد.اگر مي خواهيم كه در عاشوراي بيرون در سپاه يزيد نباشيم بايد در عاشوراي درون در سپاه حسين باشيم.  وگرنه بي معناست كه بگويم :


           يا ليتنا كنا معكم فنفوز فوزاً عظيماً

نوشته شده توسط یوهاش در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385

گفته اند كرب و بلا دشت بلا ست .

چرا كه البلاء للولاء.

حسين ويارانش از دوستادران پروردگار بوده اند و پروردگار كربلا را محل وصال عبد خود قرارداد.

و حسين (ع) عاشق او بود و او عاشق حسين (ع) و شهادت مزد عشق حسين (ع) بود.

چرا كه  {{  ان  الله  شاء  يراك  قتيلا}}

نوشته شده توسط یوهاش در چهارشنبه بیستم دی 1385


  • منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • درباره وبلاگ
  • گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
    طوفان زده ام؛ راه نجاتی بفرست
    فرمود که با زمزمه ی یا مهدی
    نذر گل نرگس صلواتی بفرست
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati

    <BGSOUND src=" http://www.aviny.com/Voice/Marsieh/emam_hossein/akbari_01.MP3" loop=infinite>



    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by yohash.blogfa.com

    Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM